ابراهيم عاملي ( موثق )

391

تفسير عاملي ( فارسي )

حرام را به وقت ديگر محوّل مىكنند و آن را حلال مىشمارند و باز ماه حلال را حرام قرار مىدهند تا به وظائف آن رفتار كنند عملى است زشت و كفرى ديگر علاوه ى بر كفرشان . مجمع : يعنى تأخير ماه‌هاى حرام از آن ترتيب كه خداى معيّن كرده است چون كه از زمان ابراهيم و اسماعيل عرب اين چهار ماه محرّم و رجب و ذيقعد و ذيحج را حرام مىدانست و اقدام به جنگ نمىكرد و به آن اندازه از آن احتراز داشت كه اگر قاتل پدر خود را در آن اوقات مىديد او را نديده فرض مىكرد و احترام ماه حرام جلوگير او بود از انگيزه ى غضب و خونخواهى پدر . و چون كار اعراب جنگ و غارت بود گاهى بر آنها دشوار مىشد كه سه ماه متوالى از كار خود كناره كنند ، براى رسيدن به منظور خود ماه محرّم را به صفر محوّل ميكردند و عمل جنگ در محرم را جايز مىشمردند و در عوض ، ماه صفر ترك جنگ مىكردند . ابن عبّاس گفته است : همين است معنى « زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ » كه حكم حرام را حلال مىشمردند و حلال را حرام . فرّاء گفته است : عمل « نسيء » كه حكم و دستور ماه حرام را به ماه ديگر معيّن مىكردند در اوّل از مردى به نام نعيم بن ثعلبه بود كه از قبيله ى كنانه بوده است و رئيس موسم و اعمال حجّ بوده است و ادّعا كرده است كه حكم من بر همه روان است و كسى حقّ جلوگيرى از آن را ندارد مردم سخنش را تصديق كرده‌اند و گفته‌اند : دستور حرمت جنگ در محرم را به صفر معيّن كن تا در محرم آزاد باشيم و او چنين مىكرد ، مجاهد گفته است : مشركين رسم داشتند كه دو سال متوالى در ذيحجّ اعمال انجام مىدادند و دو سال بعد در محرّم و دو سال بعد در صفر و به همين روش هر دو سال در يك ماه حجّ ميكردند و باز دو سال ديگر در ماه بعد از آن تا آن سال كه حجّ آنها در ماه ذيقعده انجام شد و سال بعد آن پيغمبر به حجّ رفت و مشهور به حجّة الوداع شد آن حضرت در ذيحج وظيفه ى خود را انجام داد ، و معنى فرموده اش در خطبه ى خود « الا و انّ الزّمان قد استدار كهيئته يوم خلق اللَّه السّموات تا آخر » مقصود همين است كه حساب ماه‌هاى حرام دور زد و به نظم اول معيّن شده از جانب حقّ مستقرّ شد و وظيفه ى